
وقتی تو آمدی پاییز دلم بهار شد، كویر دلم گلستان شد
وقتی تو آمدی قلب شكسته ام پر از عشق شد
زندگی ام پر از طراوت و تازگی شد تو مانند بارانی بر روی من باریدی
و تن خسته و غم زده مرا پر از عشق كردی
تو مانند گلی در باغچه ی قلبم روییدی و قلب سوخته مرا گلستان عاشقی كردی
تو مانند مهتابی بر آسمان دلم تابیدی و دل تاریك مرا پر از نور عشق خودت كردی
تو با گرمای وجودت آسمان سرد دلم را گرم گرم كردی
وقتی تو آمدی احساس میكردم دنیا مال من است، چون تو دنیای منی
تو همان امید زندگی منی كه آمدی
تو كه آمدی گذشته های تلخم همه از صحنه قلبم سوخت و از بین رفت
تو كه آمدی تمام خاطرات گذشته رااز دفتردلم سوزاندم
نوشته شده توسط رامین در چهارشنبه سوم آذر 1389 ساعت 13:43 |
لینک ثابت |